تبليغاتX
ثــــــــــارالـــــلــــــــــــــــــه

ثــــــــــارالـــــلــــــــــــــــــه

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

امام حسین علیه السلام از نگاه دکتر شریعتی

دكترعلى‏ شریعتى متفكر و اندیشمندى بود كه در یك دوره تاریخى، تأثیر فزاینده‏اى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهید دكتر بهشتى با اشاره بدین موضوع، حق مطلب را ادا مى‏كند:

«دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازنده‏اى داشت و دل‏هاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.»(1)

آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلام‏شناسى متعهد با مخاطب‏هاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعف‏هاى ساختارى و اساسى مى‏باشد، و برخى از آثار وى از جمله «على‏علیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد.

برخى از سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین‏علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى‏رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:

شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.


 1. شهید 

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست. البته مرحوم شریعتى بدین موضوع پرداخته است كه در جاى دیگر بدان اشاره مى‏كنیم.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.


 2. شهادت‏ 

شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است كه هیچ دشمنى را یاراى مقاومت در برابر آن نیست، مرحوم شریعتى در این باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعایت اختصار، به گزیده‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم.

"یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."(4)

"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست كه دشمن ما بر مجاهد تحمیل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در یك كلمه - بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر كه حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، یك درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یك تكامل، یك علو است؛ خود یك مسئولیت بزرگ است؛ خود یك راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یك فرهنگ است."(5)

امروز این سخنان با پشتوانه سرمایه عظیم انقلاب، جنگ تحمیلى و اندیشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جدید، عادى و جا افتاده شده است؛ لیكن در اواخر سال 50 كه این سخنرانى‏ها ایراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهیم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.

علاوه بر این، خفقان و امنیت پلیسى حاكم بر آن دوره تاریخى، بیانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات باشكوهى برپا كردند.

مرحوم شریعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسینى تقسیم مى‏كند. شهید مطهرى نیز از منظرى دیگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در این مورد مى‏نویسد:"جناب حمزه، سیدالشهداى زمان خودش است و امام حسین‏علیه السلام سیدالشهداى همه زمان‏ها است."(6)

دكتر شریعتى در این باره مى‏گوید:"ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یكى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است."(7)

براى روشن شدن تقسیم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازیم.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.


 شهادت حمزه‏اى‏ 

«حمزه یك قهرمان مجاهد است كه براى پیروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهید شده است... حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند - البته با احتمال این كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پیروزى و شكستن دشمن بود... بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."(8)

دكتر شریعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهید شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به میدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظیفه اولیه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، لیكن قضاى الهى بر سرنوشت ایشان، شهادت نوشته است. بنابراین، شهید حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظیفه اولیه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.


 شهادت حسینى‏علیه السلام‏ 

"شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین‏علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."(9(

سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.

ثمره شهادت امام حسین‏علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.

در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏سبیل‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى‏كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین‏علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.


 3. امام حسین‏علیه السلام‏ 

تأثیر اباعبدالله الحسین‏علیه السلام بر روى اندیشه‏هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى‏شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى‏باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازیم:


 الف) شرایط نهضت امام حسین‏علیه السلام‏ 

"شكل مبارزه‏اى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سال‏هایى است كه بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."(10)

اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسین‏علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى‏كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى‏بیند. بنابراین، با تنهاترین و برنده‏ترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى‏شود.

این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.


 ب) بایستن و نتوانستن‏ 

"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏كند نه وجود آن را."(11)

«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:

"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور به نتیجه."(12)

هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه‏اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى‏سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.


 ج) هنر خوب مردن‏ 

"او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."(13)

شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى‏شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین‏علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق مىكند.


 د) آثار شهادت امام حسین‏علیه السلام‏ 

"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."(14)

تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت‏هایى كه با فاصله كمى با الهام‏گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین‏علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟


 ه) زندگان جاوید 

"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند."(15)

شهدا زنده‏اند و سیدالشهداء زنده‏ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.


 و) ساعات آخر شهادت‏ 

"عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرایش مى‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."(16)

حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شایسته‏ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام ‏حسین‏علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته‏ترین حضورى است كه یك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.


 ز ) مسئولیت ما 

"این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."(17)

امام حسین‏علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى‏روند، به یارى مى‏طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده‏اى هست كه حق را یارى كند؟


 4. حضرت زینب‏علیها السلام‏ 

نمى‏توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بدیل حضرت زینب‏علیها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى‏گوید:

"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏تر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى‏ماند."(18)

بدون شك حضور حضرت زینب‏علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى‏ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى‏ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى‏شد. حضرت زینب‏علیها السلام خود سرود حماسه‏اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمان‏ها سارى و جارى ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:55  توسط اکبرعموشاهی  | 

 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:33  توسط اکبرعموشاهی  | 

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

الگوی مدیریت و رهبری در قیام روز عاشورا

امروزه در پنداشت همگانی، رمز پیروزی مدیران سازمان‏ها در سبک رهبری آنها است . هر چند ویژگی‏هایی همچون داشتن اندیشه راهبردی، شناخت مهارت‏های فنی و اقناع سیاسی با اهمیت هستند، ولی اکنون در صدر گزینش جا ندارند . بویژه، هنگامی که سازمان‏ها به گرفتاری افتاده و در شرایط پیچیده در پی یک مدیر مؤثر باشند کمتر به هوشمندی و تجربه فرد توجه دارند . سرمایه گذاران، تحلیل گران و نشریه های تخصصی مدیریت نیز این مسئله را دنبال می کنند و همین گونه می اندیشند; یعنی سازمان‏ها و مؤسسات امروزه در پی رهبران هستند تا مدیران بورکرات و یا تکنوکرات .

از سوی دیگر در حوزه مدیریت نظامی، جنگ روانی تازه‏ترین اسلحه نبرد است و بر ضد برنامه سازمانی، شجاعت، جنگ آوری و اعتماد به نفس به کار گرفته می‏شود . «جنگ روانی‏» حتی در دفاع نیز به کار گرفته می‏شود، لکن با هدف تقویت روحیه نظامی و ملی سربازان .

بر این اساس، در چنین شرایطی هدایت نیروها در جهت اهداف سازمان، همسو کردن هدف‏های فردی آنان با هدف‏های سازمان، تفهیم و تفهم متقابل، ایجاد انگیزه جز از طریق رهبری در اعمال مدیریت امکان پذیر نیست . به عبارت دیگر، در یک جمله می‏توان گفت که شرایط و ملاحظات مزبور سبک رهبری را در مدیریت‏به کلیه سازمان‏ها به‏ویژه سازمان‏های نظامی دیکته می‏نماید .

از این رو، سبک رهبری منحصر به اسلوب‏های اداره جامعه نمی‏شود . اداره کنندگان سازمان‏ها، مؤسسات و دستگاه‏ها باید مدیران خود را علاوه بر دانش مدیریت، به ویژگی و مهارت رهبری نیز مجهز نمایند .

بنابراین از آنجا که محتوای حرکت عاشورای حسینی (ع)، تبلور عینی یک الگوی رهبری موفق و مؤثر است، بررسی آن به عنوان یک مسئله مهم و زنده ضرورت دارد .

در نیمه دوم قرن حاضر، و به ویژه در دهه های اخیر، توجه پژوهشگران بیشتر به تفاوت ماهوی میان این دو مفهوم جلب گردیده است . از این رو، دیدگاه نوین دانش مدیریت کوشیده است تا گونه های تمایز ماهوی میان این دو مفهوم را تشریح نماید .

به زعم ما، میان رهبری و مدیریت تمایز مهمی وجود دارد; رهبری ماهیتا مفهومی وسیع‏تر از مدیریت است . رهبری یک امر معنوی و تعهدی است; رهبری یک نقش و وظیفه انسانی است که مدیریت موظف است آن را به کار گیرد . به عبارت روشن‏تر، رهبری نیازهای معنوی و انسانی یک سازمان را برمی‏آورد، ولی مدیریت ابزارهای مادی و تکنیکی افزایش تولید و رفع نیازهای مصرفی انسان‏ها را در سازمان شامل می‏شود .

رهبری، آن توان و برجستگی ویژه‏ای که در محدوده مسؤولیت‏سازمانی، هماهنگی لازم را ایجاد می‏کند، مشکلات پیش آمده را از سر راه بر می‏دارد، ضعف‏ها را تقلیل و قوت‏ها را افزایش می‏دهد .

بنابراین تفاوت اصلی میان این دو مفهوم، در کلمه سازمان نهفته است; رهبری ضمن اینکه برای تحقق هدف‏هایش مستلزم کار کردن با افراد و به وسیله افراد است، لیکن این هدف‏ها، الزاما هدف‏های سازمانی نیستند .

این تفاوت‏ها را با تفصیل بیشتر می‏توان چنین بیان نمود:

1 . قلمرو مدیریت، سازمان است، در حالی که رهبری قلمرو محدودی به خود نمی‏گیرد .

2 . مدیریت تابع سلسله مراتب است، در صورتی که در رهبری سلسله مراتب رسمی مطرح نیست .

3 . در مدیریت، هدف‏های سازمان ملاک است، در حالی که در رهبری ممکن است اهداف گوناگون مطرح باشند .

به طور خلاصه می‏توان چنین برداشت کرد که رهبری اعم از مدیریت است; زیرا چنان‏که مدیر توانست نظام تمایلات عمومی، نظام اندیشه و بالاخره نظام رفتار عینی مجموعه انسانی تحت‏سرپرستی خود را به صورت منسجم و هماهنگ به منظور اجرای مدیریت و یا تحقق هدف مشخص سازماندهی و هدایت نماید، می‏توان گفت که مدیریت در عالی‏ترین درجه خود، یعنی «رهبری‏» محقق گردیده است .

در یک جمله باید گفت که رهبری، ایمان و تخصص را در خارج از ذهن با یکدیگر در آمیخته، به آن نمود عینی می بخشد . (1)

ویژگی‏های احراز توانایی رهبری

معمولا مدیران نمی‏توانند با دانش مدیریت، نقش رهبری که همانا تولید معنویت و انسانیت در سازمان است، جامه عمل بپوشانند; زیرا مدیریت‏یک دانش آموختنی است، ولی رهبری یک امر درونی و اخلاقی است . به عبارت دیگر صفت رهبری به آسانی قابل تحقق در مدیران نیست، مگر با خودسازی و به‏کار گرفتن دستورالعمل‏های انسانی از مکتب اسلام در تمام زندگی فردی و اجتماعی یا سازمانی . از این رو مدیر در نقش رهبری، کسی است که بتواند در افراد تحت‏سرپرستی خود نافذ و مؤثر باشد و برای شناخت این شایستگی در مدیران، باید به ویژگی‏های زیر توجه داشت:

1 . ایمان صحیح و قوی;

2 . اعتماد به نفس;

3 . جرات انتقاد از خود و حق پذیری;

4 . قضاوت صحیح;

5 . خوشرویی و توانایی ایجاد روابط اجتماعی فعال;

6 . قاطعیت و جرات اجرای مصوبات و مقررات سازمان;

7 . قدرت تدبیر و برنامه‏ریزی;

8 . متعادل بودن;

9 . ایثارگری و از خودگذشتگی;

10 . ثبات و همت در اجرای برنامه‏ها;

11 . انعطاف‏پذیری و مهلت جبران لغزش را به کارکنان دادن;

12 . فعال و خستگی ناپذیر بودن . (2)

شیوه مبارزه

امام حسین (ع) با توجه به درک دوران حکومت پدرش و برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) و همچنین بی‏وفایی مردم کوفه، به درستی می‏دانست که دعوت 12 هزار نفری مردم کوفه از ایشان، به واقعیت نزدیک نیست . لذا در مقابله با یزید، با توجه به یاران اندک و اهداف عالی، یعنی بیداری جامعه اسلامی و افشای عملکرد حکام جائر به‏ویژه یزید، می‏بایست‏شیوه مبارزه را نظامی - فرهنگی انتخاب کند .

به روشنی می‏توان گفت که این نوع مبارزه، اولین بار بود که در این نهضت‏به‏کار می‏رفت . از این رو امام حسین (ع) تصمیم گرفت زنان، کودکان کم و سن و سال حتی کودک شیرخواره خود را در عملیات کربلا شرکت دهد .

شاید در نخستین نگاه، همراه آوردن کودکان و زنان برای هر شنونده‏ای شگفت‏آور باشد و احساس شود که با مدیریت نظامی ناهمساز است، اما وقتی مجموعه ماجرا را مطالعه کنید، در می‏یابید که حرکت زنان و کودکان خردسال در دل تاریکی از کوره راه‏ها و بیابان‏ها، از مدینه تا مکه و از آنجا تا کربلا و همچنین پس از حماسه کربلا و بازگشت‏به سوی مدینه، آن هم از غیر مسیر اول، کاملا حماسه کربلا اطلاع رسانی گردید و عاطفه مردم را برانگیخت و آتش بر دل‏های مرده زد و سؤال‏هایی در اذهان عمومی به‏وجود می‏آورد که بعدها ثمره آن روشن گردید; که آن تثبیت‏حقانیت قیام امام حسین (ع) و ترسیم چهره تزویر و ایت‏حکومت‏بنی امیه بود .

زمان و مکان مبارزه

امام حسین (ع) با انتخاب راه‏ها و منازل رسمی - که تقریبا از میان آبادی‏ها می‏گذشت - برای حرکت‏سپاه خویش از مدینه تا کربلا و آن هم در ایام مبارکی همچون ماه‏های شعبان، رمضان و ذی حجه به تحقق اهداف نهضت تسریع بخشید; زیرا فاصله سیصد فرسخی - که شامل بیست و چند منزل می‏شد - طی یکصد و هفتاد و پنج روز به ویژه توقف چهار ماهه در مکه معظمه (محل تجمع عبادی مسلمانان از سراسر نقاط دور دست) منجر به این شد که امام (ع) فرصت اطلاع رسانی را بیابد و پیام نهضت را کاملا تشریح و ابلاغ کند و همچنین اقدام به جذب نیروی انسانی نماید و در نهایت کاروان کربلا را برای به‏وجود آوردن حماسه عاشورا کاملا آماده سازد; حتی کشاندن 30 هزار نفر از سپاه دشمن به کربلا، خود یکی از تدابیر فرهنگی امام (ع) به حساب می‏آید; که مبادا کشته شدنش مخفیانه صورت گیرد، بلکه در مقابل مشاهده دیدگان 30 هزار نفر قرار گیرد تا برای مستندات تاریخی پیام حماسه عاشورا مؤثر افتد .

طراحی و اجرای عملیات روز عاشورا

امام حسین (ع) در روز تاسوعا به برنامه ریزی جهت مقابله می‏پردازد و بهترین طرح عملیاتی را طراحی و نیروهای خود را بر اساس آن سازماندهی و آرایش نظامی می‏دهد . از آنجایی که سپاه امام حسین (ع) قبل از دشمن به منطقه عملیاتی کربلا وارد شده بود، با بررسی‏های دقیق امام حسین (ع) و بهره برداری از عوارض طبیعی، در ضلع شرقی فرات مستقر می‏گردد و سپاه دشمن نیز در ضلع غربی آن قرار می‏گیرد .

در غروب تاسوعا سپاه امام حسین (ع) پس از جلسه توجیهی با یارانش دستور می‏دهد خیمه‏ها را - که بنا به قولی تعداد آنها 60 چادر بود - که از هم دور بودند، به شکل هلالی نزدیک یکدیگر قرار دهند و آنچنان نزدیک آوردند که طناب خیمه‏ها در داخل یکدیگر فرو رفت; به گونه‏ای که عبور یک نفر از بین دو خیمه ممکن نبود و ضمنا مقابل هر دو خیمه، سه تن تیرانداز قرار داد تا در صورت حمله ناگهانی دشمن، بتوانند آن را دفع کنند . از سوی دیگر امام حسین (ع) دستور داد پشت‏سر خیمه‏ها کانالی را حفر کنند; به طوری که سوارکاران دشمن نتوانند از روی آن عبور کنند و همچنین مقدار زیادی خار و نی را جمع آوری و داخل کانال ریختند تا در صبح عاشورا آن را آتش بزنند و از این طریق امکان حمله دشمن را از پشت‏سر کاملا گرفته باشند . در سمت راست آنان نیز باتلاق و نیزار وجود داشت . بدین ترتیب تنها از روبرو و سمت چپ با دشمن مواجه بودند . در واقع امام‏حسین (ع) با استفاده از عوارض طبیعی و مصنوعی توانست راه نفوذ دشمن را از سه طرف مسدود نماید و تنها یک راه باریکی برای ورود و خروج به خیمه‏ها قرار داده بود و آن مسیر را نیز بوسیله مردان جنگاور و شجاع مورد حفاظ‏ت قرار داده بود، بطوریکه دشمن پیش بینی می‏کرد که با توجه به حجم نیروی رزمی خویش به میزان حدودا 30000 نفر و نیروهای رزمی امام حسین (ع) 72 نفر، عملیات را حداکثر ظرف یک ساعت‏به نفع خود به پایان رساند; لکن امام حسین (ع) به وسیله نیروی انسانی اندک و تدابیر نظامی و رهبری نافذ خود توانست از صبح روز عاشورا تا عصر آن روز، در مقابل سپاه سی هزار نفره دشمن مقاومت کند و تلفات سنگین، یعنی بیش از 1000 نفر از دشمن بگیرد . همچنانکه در سطور قبل اشاره گردید وقتی دشمن از یک نقطه حمله کرد، حجم زیاد نیروی جنگنده تاثیر چندانی نداشت; مانند اینکه چند نفر معدود در تنگنای کوهی راه را بر سپاهی عظیم ببندند و یا بر آنان کمین بزنند، می‏توان مدتها آن سپاه را متوقف یا زمین‏گیر نمود .

همچنین در شب عاشورا، امام حسین (ع)، علی اکبر فرزند خود را به همراه سی سوار و بیست پیاده روانه فرات کرد، تا آب آوردند، آنگاه به اصحاب فرمود برخیزید و آب بنوشید که آخرین توشه شماست و وضو بسازید، غسل کنید و جامه خود را بشویید تا کفن شما باشد .

صبح روز عاشورا امام (ع) پس از نماز و ایراد خطبه برای اصحابش، صفوف اصحاب را برای رزم آماده ساخت . ستون راست‏سپاه را به تعداد 20 نفر تحت فرماندهی زهیر بن قیس، ستون چپ را به تعداد 20 نفر تحت فرماندهی حبیب بن مظاهر و مابقی را، در قلب سپاه تحت فرماندهی حضرت ابوالفضل العباس سازماندهی نمود .

سرانجام عملیات عاشورای حسینی در سال 61 هجری قمری، دهم ماه محرم، روز جمعه ساعت 8 صبح شروع و به‏مدت 8 ساعت طول کشید; چنانچه جنگ به صورت تن به تن ادامه پیدا می‏کرد، به نظر می‏رسید که حداقل چند روز طول می‏کشید; لکن دشمن بر اثر تلفات سنگین از جنگ تن به تن به هراس افتاد و بوسیله جنگ هجومی، خود را از درگیری نظامی رهانید . ولی پس از جنگ نظامی، خود را در یک جنگ تمام عیار فرهنگی یافت و از آنجایی‏که این مرحله از جنگ را پیش بینی نکرده بود و برنامه‏ای بر آن نداشت، دستاورد نظامی خود را از دست داد و پیروزی نهایی از آن منطق امام حسین (ع) و پیروان او گردید .

بنابراین در می‏یابیم که امام حسین (ع) از ابتدا با یک برنامه‏ریزی دقیق، نهضت را شروع و حتی در آخرین ساعت‏های حیات خویش از مؤثرترین تدابیر مدیریتی و رهبری استفاده نمود . به عبارت دیگر مقابله امام (ع) با دشمن حالت انفعالی نداشت، بلکه هوشمندانه و کاملا مسلط بر اوضاع بود . (3)

جلوه‏های مدیریت و رهبری در روز عاشورا

کارکردهای مدیریت و رهبری در حرکت‏حسینی در متعالی ترین وجه خود تجلی یافته بود . امام حسین (ع) صحنه‏ها را طوری ترتیب داده بود که گویی این نمایش، الگوی مدیریت و رهبری موفق و مؤثر باید تا قیامت‏باقی بماند .

برای آشنایی با کارکردهای مزبور، در این بخش به برخی از جلوه‏های آن در حماسه روز عاشورا اشاره می‏گردد:

جلوه‏های کارکردی مدیریت در روز عاشورا

- یکی از اقدامات مقدماتی در برنامه ریزی‏ها، بررسی و حصول اطمینان منابع انسانی و مادی و تطبیق آن با واقعیت‏های اجرای برنامه است . از این رو در شب عاشورا، امام حسین (ع) با تمام حساسیت این نکته را مورد توجه خویش قرار داده .

به نقل از مورخین واقعه عاشورا، حسین‏بن‏علی در طول حرکت از مدینه تا کربلا و در مواقع مختلف، موضوع خطرناک بودن عملیات عاشورا و شهادت خویش را اعلان نموده و به یارانش اجازه مرخصی داده و بیعت را از آنان برداشته بود . در شب عاشورا نیز برای آخرین بار این موضوع را با صراحت تکرار کرد . این پیشنهاد در واقع آخرین آزمایش و برآورد واقعی از منابع نیروی انسانی بود که توسط امام (ع) انجام گرفت .

- در اختیار داشتن نیروی انسانی شایسته و کارآمد از مهم‏ترین عوامل موفقیت مدیران و برنامه‏های آنان است . لذا حضرت (ع) از این نکته غافل نبوده است; حتی در شرایط سخت و بحران، که عموم مدیران و رهبران ملاک گزینش و پالایش را در جذب نیروی انسانی قائل نمی‏شوند . از این رو می‏بینیم که نیروی انسانی حضرت (ع) عموما از نظر موقعیت‏سیاسی اجتماعی و فضائل اخلاقی، بسیار برجسته و عالی و دارای سوابق اجتماعی و سیاسی و از اصحاب کبار حضرت پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) بودند و در غزوات آنان شرکت داشتند; در واقع از نخبگان قبائل خود بودند . (4)

- سازماندهی مجموعه نیروهای انسانی و منابع مادی برای تحقق اهداف و برنامه‏ها، یکی از کارکردهای مدیریتی است . حضرت امام حسین (ع) در ابتدای حرکت‏خود، دوازده پرچم را برافراشت و هر پرچم را به دست‏یک نفر از اصحاب داد تا یک پرچم باقی ماند . لذا بعضی گفتند این را به ما بسپارید . حضرت در پاسخ آنان فرمود: خداوند به شما جزای خیر بدهد، صاحب این پرچم خواهد آمد . پس از چندین روز، به دنبال فراخوانی حضرت (ع) جناب حبیب بن مظاهر به حضور رسید و حضرت (ع) نیز پرچم باقی مانده را به دست ایشان سپرد . همچنین در روز عاشورا امام (ع) پس از ایراد خطبه برای یارانش صفوف لشکر خویش را که بنا به مشهور، 72 تن بودند، منظم نمود . فرماندهی میمنه سپاه را به زهیر بن قیس و میسره را به حبیب بن مظاهر و خود و برادرش ابوالفضل (ع) فرماندهی قلب سپاه را به‏عهده گرفتند .

این مطالب نشان می‏دهد که امام (ع) به تقسیم وظایف و سپردن مسؤولیت‏به اهلش تا چه اندازه اهمیت قائل بود .

- یکی از اصول اساسی و شاید مهم‏ترین کارکردهای مدیریتی «هماهنگی‏» است . از این رو امام حسین (ع) در ابتدا با طولانی کردن مسیر حرکت و افزایش توقف‏گاه‏ها، سعی در ایجاد هماهنگی برون‏سازمانی و اطلاع‏رسانی داشت . علاوه بر آن در روز عاشورا برای هدایت مؤثر سپاه خویش، نقطه‏ای مرتفع را در میدان عملیات، به عنوان مرکز فرماندهی قرار داده بود; که مشاهده عملیات، هدایت نیروها و حتی حملاتش از آنجا ممکن بود; زیرا هم به یگان‏های صفی (عملیات کننده) و هم یگان‏های ستادی (پشتیبانی کننده) یعنی خیام نزدیک بود . (5)

- شناسایی و استفاده از ابزار قوی‏تر برای اجرای بهتر ماموریت، یکی از تدابیر مدیریتی است که حضرت (ع) بارها از آن سود جسته است . در روز عاشورا حضرت برای ایراد خطبه، جهت آگاهی اذهان عمومی سپاهیان دشمن، دستور دادند که شتری بیاورند . از اسب خود پیاده و سوار شتر شد تا در دید مخاطبین قرار گیرد و صدایش به همه برسد .

- کارکرد مدیریتی یا «کنترل و نظارت‏» برای شناسایی برنامه‏ها و چگونگی اجرای آنها جهت‏حصول مؤثر هدف‏هاست از این رو مدیران بایستی سعی در کشف نارسایی‏ها و موانع موجود بر سر راه رشد استعدادهای نیروهای انسانی و پیشرفت‏برنامه داشته باشند . در شب عاشورا نیز امام حسین (ع) از محیط خیمه‏ها بیرون رفت تا نزدیکی لشکر دشمن . نافع بن هلال (یکی از یاران آن حضرت (ع) بود) از امام (ع) سؤال کرد که دلیل نزدیک شدنش به لشکر دشمن در این وقت‏شب چه بوده است؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: آمده‏ام تا پستی و بلندی اطراف خیمه‏ها را بررسی کنم که مبادا برای دشمن، مخفی‏گاهی باشد و از آنجا برای حمله خود یا دفع حمله شما استفاده کند .

همچنین ذکر کرده‏اند که یکی از فعالیت‏ها و وظایفی که در شب عاشورا توسط آن حضرت تعیین شده بود، آماده‏سازی و کنترل سلاح‏های جنگی بود . از این رو مردی بنام جون (آزاد شده ابوذر غفاری) که متخصص در کار اسلحه‏سازی بود، در خیمه‏ای به این کار مشغول شده بود . امام (ع) نیز در شب عاشورا خیمه او را بازدید نمود . با ذکر این نمونه‏ها به روشنی می‏توان گفت که کارکردهای مدیریتی در تمام مراحل فرماندهی نهضت عاشورا به نحو شایسته‏ای جاری و ساری بود . (6)

جلوه‏های رهبری در روز عاشورا

- اصل آگاهی بخشی کارکنان نسبت‏به اهداف و قوانین سازمان، یکی از وظایف مدیران در نقش رهبری است . از این رو امام حسین (ع) از ابتدای حرکت‏خویش در هر فرصتی نسبت‏به آگاه کردن اذهان عمومی به‏ویژه کسانی که قصد همراهی او را داشتند، اقدام می‏نمودند . در شب عاشورا نیز پس از ایراد خطبه‏ای مفصل یاران خود را نسبت‏به ماندن و رفتن از میدان عملیات در روز عاشورا آزاد گذاشت، زیرا امام (ع) برای تحقق حماسه مقدس عاشورا تاکید داشت که یاران زیر پرچم با بصیرت عمل کنند و هر کدام از آنها چنانچه با انگیزه‏های دیگر آمده‏اند، پالایش شوند .

- یکی از وظایف مدیران در نقش رهبری، فراهم آوردن شرایط روحی و روانی مناسب برای اجرای عملیات و فعالیت در سازمان می‏باشد . از این رو امام (ع) نه تنها به بازسازی و تعالی مستمر روح و فکر یاران خویش پرداخت تا در مناسب‏ترین شرایط روحی به مجاهدت بپردازند بلکه می‏کوشیدند بر روح و روان دشمن نیز تاثیر بگذارد تا اگر هنوز در کسی استعداد و امکان برگشت وجود دارد، باز گردد . در این راستا به یکی از نمونه‏های برجسته هدایت‏های امام حسین (ع) در روز عاشورا اشاره می‏کنیم:

حر (یکی از فرماندهان برجسته سپاه دشمن) از کسانی است که خصایل انسانی و کرامت در سپاه امام حسین (ع) او را بیدار و به وجد آورده و با خود گفت: خودم را در میان بهشت و دوزخ می‏بینم، اما من بر بهشت چیزی را بر نمی‏گزینم; هر چند پیکرم پاره پاره شود و مرا در آتش بسوزانند . لذا خود را از دوزخ (سپاه یزید) رها و به سپاه امام حسین (ع) رسانید و در رکاب آن حضرت جنگید تا به شهادت نائل آمد .

این فراز انسانی از الگوی رهبری امام حسین (ع) که حتی توانست نیروی انسانی دشمن را جذب و وادار به فداکاری نماید، برای مدیران و رهبران، مایه درس و عبرت است . (7)

- یکی دیگر از برجسته‏گی‏های رهبری عاشورا، دادن اختیار و تفویض آن به نیروهای عمل کننده است . در این مورد می‏توان، مراجعه حر را به امام (ع) اشاره نمود: در روز عاشورا حر نزد امام (ع) آمد و گفت: اگر سوار بر اسب باشم، بهتر توان جنگاوری خواهم داشت تا پیاده باشم . امام (ع) نیز فرمود: «هرگونه می‏پسندی عمل کن‏» . همان‏طور که ملاحظه می‏کنید، آزادی و اختیار نیروهای انسانی موجب تلاش و مجاهدت‏های بیشتر در سازمان می‏گردد .

- یکی از اصول مهم رهبری نهضت کربلا اصل انگیزش بود . از این رو امام (ع) در روز عاشورا پس از نماز صبح رو به سوی یارانش نموده، برای ایجاد آمادگی روانی کامل آنان چنین فرمود:

ای بزرگ‏زادگان، صبر و شکیبایی به خرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت‏های همیشگی آن می‏رساند چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری باشکوه انتقال یابد . همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان و شکنجه‏گاه منتقل گردد .

- یکی از نکاتی که مدیران را در به‏عهده گرفتن نقش رهبری موفق می‏سازد، پیش قدم بودن در مصاف با مشکلات و آسیب‏هاست . در این رابطه امام علی بن الحسین (ع) می‏گوید: روز عاشورا چون کار بر امام حسین (ع) سخت‏شد، اصحاب وی دیدند هر چه کار دشوارتر می‏شود، رخساره آن حضرت برافروخته‏تر و بدنش آرام و قلبش مطمئن‏تر می‏گردد . پس یارانش با یکدیگر می‏گفتند: نمی‏بینی چگونه امام (ع) بر روی مرگ می‏خندد و از مرگ بیم ندارد . این ایستادگی و پیش‏قدمی امام (ع)، روحیه یارانش را تقویت می‏کرد . (8)

چگونگی روابط انسانی در نهضت عاشورا

آنچه در عصر کنونی، در سازمان‏ها مورد توجه است، مسئله روابط انسانی است، و اینکه اعضای سازمان، خود دارای اهداف، تمایلات، خواسته‏ها و انگیزه‏هایی باشند . اگر مدیریت‏سازمان تنها به هدف‏های سازمان پایبند باشد و به ویژگی‏ها و روحیات اعضاء و خواسته‏های آنان بی‏توجهی بنماید علاوه بر آنکه به نقش رهبری خویش لطمه وارد می‏سازد، به ساختار سازمان نیز آسیب وارد خواهد کرد . از این رو مدیریت و رهبری از دیدگاه مکتب اسلام، هماهنگی و ایجاد روابط اسلامی و انسانی بین کارکنان، فراهم آوردن زمینه‏های رشد و خلاقیت استعدادها و به‏کار گرفتن صحیح و شروع نیروهای انسانی و مادی سازمان است .

به نظر می‏رسد که امام (ع) بر این نکته تاکید داشتند . روابط درونی میان فرماندهان و نیروهایشان بر اساس ارزش‏های سلسله مراتبی نبوده و روح برابری و همکاری و وفاداری بر آنان حاکم بود; زیرا در هر محیط اجتماعی که عواطف و دوستی، محبت و عشق، وجود نداشته باشد، آن محیط، محیط انسانی نیست .

از این رو روش مدبرانه امام حسین (ع) در رهبری و هدایت اصحاب خویش در نهضت کربلا، بهترین سرمشق و عالی‏ترین نمونه، برای مدیران دستگاه‏های مختلف، به‏ویژه سازمان‏های نظامی می‏باشد . رابطه امام (ع) با اصحاب خویش واقعا خواندنی و آموزنده است، و رهبری امام را در بهره گیری از عناصر تحت مدیریتش نشان می‏دهد . در سطور زیر تعدادی از این روابط صمیمی را ملاحظه می‏کنید:

یک . هنگامی‏که امام حسین (ع) در شب عاشورا به یاران خود فرمود: شما آزادید و می‏توانید شبانه از این منطقه جنگی که جز کشته شدن نتیجه‏ای ندارد، دور شوید، اصحاب ایشان همه به سخن آمده، با عباراتی عاطفی و سرشار از محبت‏به فرمانده و رهبرشان گفتند: ما هرگز شما را تنها نخواهیم گذاشت و از این سرزمین باز نخواهیم گشت، بلکه با گلوها، پیشانی‏ها و دست‏هایمان تو را از خطر حفظ می‏کنیم . وفاداری اصحاب در روز عاشورا به منصه ظهور رسید . بازگویی جملات و احساسات اصحاب امام (ع) در آن شب تاریخی، خالی از لطف و فایده نیست:

جناده بن کعب: امیر من حسین (ع) هست و چه خوب امیری است . او مایه شادی دل پیامبر (ص) بشیر و نذیر است . پدر و مادرش حضرت علی (ع) و فاطمه (س) است . آیا شبیهی برای امیر و فرمانده من می‏شناسید؟

زهیر بن قین: یا بن رسول الله! به خدا سوگند دوست داشتم که در راه حمایت تو هزار بار کشته و باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو و یا یکی از این جوانان بنی‏هاشم از مرگ نجات می‏یافتند .

ابوالحتوف بن الحرث انصاری: جانم و مالم فدای حسین .

بریر بن خضیر: به خدا سوگند ای فرزند رسول خدا، حقیقتا خداوند بر ما به‏واسطه وجود تو منت گذاشت که توفیق جهاد در محضرت را به ما عطا کرد که در راه تو قطعه قطعه شده، به توفیق شفاعت جدت نائل شویم .

نافع بن هلال: اگر امروز کشته می‏شوم، این آرزوی من است و این اندیشه‏ام بوده [که در راه خدا شهید شوم] و پاداش خود را خواهم دید .

حجاج بن مسروق: جانم به قربانت ای حسین که هدایت‏شده و هدایت کننده‏ای .

عمرو بن مطاع جعفی: امروز گواراست دفاع از حسین (ع). بدین‏وسیله رستگاری و نجات از آتش را امیدوارم .

انیس بن معقل اصبحی: دفاع می‏کنم از حسین; صاحب مجد و بزرگواری و فضیلت . او فرزند بهترین رسولان است .

دو . در روز عاشورا، خبر اسارت فرزند محمد بن بشیر حضرمی (که یکی از یاران آن حضرت بود) توسط نیروهای ابن زیاد به وی رسید . امام (ع) به او فرمود: تو آزادی، برو و در آزادی فرزندت تلاش کن . حتی چند قطعه پارچه قیمتی به او داد; تا در اختیار کسانی که می‏توانند در آزادی فرزندش تلاش کنند، قرار دهد . لکن محمد بن بشیر گفت‏به خدا سوگند من ابدا دست از تو بر نمی دارم و این جمله را نیز اضافه نمود که اگر درندگان بیابان‏ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خویش قرار دهند، دست از یاری تو بر نمی‏دارم . (9)

سه . وقتی که اصحاب همه شهید شدند و جز چند نفر باقی نمانده بود و دشمن مرتب تیرباران می‏کرد، حنظله یکی از یاران آن حضرت (ع) خود را همچون سپری در مقابل حضرت قرار می‏داد و تیرها و نیزه‏ها و شمشیرهایی که امام (ع) را هدف قرار می‏دادند، به جان می‏خرید . (10)

چهار . ملحق شدن حر، به امام حسین (ع) یکی از وقایع برجسته نهضت کربلا و یکی از لطایف مدیریت و رهبری امام حسین (ع) است . سخنان امام (ع) در منزلگه غدیب الهیجانات و غیره و سیراب کردن حر و سپاهش و حتی اسبان آنان، همانند برقی روح و روان حر را روشن کرد و انقلابی در او به‏وجود آورد و احساس حق طلبی او را بیدار، و جذب رهبری نورانی و انسانی آن حضرت (ع) کرد . سرانجام با رشادت تمام در رکاب حضرت به درجه شهادت نائل آمد . (11)

پنج . امام حسین (ع) در شب عاشورا اصحاب خود را این چنین ستایش کرد: فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر، فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین . (12)

«من یارانی [در جهان] بهتر از یاران خودم باوفاتر و بهتر سراغ ندارم . چه بسیار رخ داده که پیامبری جمعیت زیادی از پیروانش در جنگ کشته شده اشت و با این حال، با سختی‏هایی که در راه خدا به آنها رسیده مقاومت کردند و هرگز بیمناک و زبون نشدند و سر در مقابل دشمن فرود نیاوردند و راه صبر و ثبات پیش گرفتند; خداوند صابران را دوست می‏دارد . (13)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:40  توسط اکبرعموشاهی  | 

چهل حديث پیرامون امام حسین (علیه السلام)

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

چهل حديث پیرامون امام حسین (علیه السلام) 

حديث اول: حريم پاك.

عن النبى (ص) قال:... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مى‏فرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264

حديث دوم: سرزمين نجات

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.
پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .
كامل الزيارات، ص،269، باب 88، ح 8

حديث سوم:مسلخ عشق‏

قال على (عليه السلام): هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من كان بعدهم.
حضرت على (عليه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:
اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند. تهذيب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116

حديث چهارم: عطر عشق‏

قال على (عليه السلام): واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب‏
امير المومنين (عليه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169

حديث پنجم: ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسين (عليه السلام): تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است . ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.

حديث ششم: كربلا وبيت المقدس‏

قال ابوعبدالله (عليه السلام) : الغاضرية من تربة بيت المقدس.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: كربلا از خاك بيت المقدس است. كامل الزيارات، ص 269، باب 88 ح،.7

حديث هفتم: فرات و كربلا

قال ابو عبد الله: ان أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...
امام صادق (عليه السلام) فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشيد. بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نيز كامل الزيارات، ص .269

حديث هشتم: كربلا كعبه انبياء

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ليس نبى فى السموات و الارض و اءلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111

حديث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ليس من ملك فى السموات و الارض إلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام) ففوج ينزل و فوج يعرج.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ فرشته‏اى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين (عليه السلام) مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111

حديث دهم: راه بهشت‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): موضع قبر الحسين (عليه السلام) ترعة من ترع الجنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: جايگاه قبر امام حسين (عليه السلام) درى از درهاى بهشت است. كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1

حديث يازدهم:كربلا حرم امن‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرما
امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد
كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110

حديث دوازدهم: زيارت مداوم‏

قال الصادق (عليه السلام): زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خير أولاد الانبياء ضمنته...
امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است. كامل الزيارات، ص 269

حديث سيزدهم: بارگاه مبارك‏

قال الصادق (عليه السلام) : «شاطى‏ء الوادى الايمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.
امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن يادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نيز كربلا است. *. قرآن مجيد، سوره قصص آيه 30 بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذيب‏

حديث چهاردهم: شوق زيارت‏

قال الامام باقر (عليه السلام): لو يعلم الناس ما فى زيارة قبر الحسين (عليه السلام) من الفضل، لماتوا شوقا
امام باقر (عليه السلام) فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (عليه السلام) است از شوق زيارت مى‏مردند. ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات.

حديث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفر (عليه السلام): زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.
امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا «ص» و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود .مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نيزكامل الزيارات، ص 156

حديث شانزدهم: تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبر الحسين (عليه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (عليه السلام).... فقال (عليه السلام) ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلك وصلة نبية حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه. حمران مى‏گويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقر (عليه السلام) به ديدارم آمد و فرمود:
اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد چون روزى كه مادرش او را زاد. امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20

حديث هفدهم: زيارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبد الله (عليهما السلام) يقولان: من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.
از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم (عليه السلام) را ترك نكند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253

حديث هجدهم: شهادت و زيارت‏

قال الامام الصادق (عليه السلام): زوروا قبر الحسين (عليه السلام) و لا تجفوه فاءنه سيد شباب أهل الجنة من الخلق وسيد شباب الشهداء
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين (عليه السلام) را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است. مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109

حديث نوزدهم: زيارت،بهترين كار

قال ابو عبدالله (عليه السلام): زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام من أفضل ما يكون من الأعمال.
امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) از بهترين كارهاست كه مى‏تواندانجام يابد.
مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311

حديث بيستم: سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (عليه السلام) : من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد. وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

حديث بيست ويكم: شرط شرافت‏

قال الصادق (عليه السلام) : من اراد ان يكون فى جوار نبيه و جوار على و فاطمه فلا يدع زيارة الحسين عليهم السلام .امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسايگى پيامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند. وسائل الشيعه، ج 10 ص 331، ح 39

حديث بيست ودوم: زيارت، فريضه الهى‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): لو ان احد كم حج دهره ثم لم يزر الحسين بن على (عليه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسين فريضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.
امام صادق (ع) فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين (عليه السلام) را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است. وسائل الشيعه، ج 10، ص 333

حديث بيست وسوم: كربلا كعبه كمال‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) حتى يموت كان منتقص الاءيمان منتقص الدين، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها.
امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد ايمانش نا تمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود. وسائل الشيعه، ج 10 ص 335

حديث بيست و چهارم: از زيارت تا شهادت‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك‏ء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.
امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد. وسائل الشيعه، چ 10 ص،335

حديث بيست و پنجم: حديث محبت‏

عن ابى عبد الله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين (عليه السلام) وزيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين (عليه السلام) و بغض زيارته.
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه وخشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد. وسائل الشيعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

حديث بيست وششم: نشان شيعه بودن‏

قال الصادق (عليه السلام): من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة
امام صادق (عليه السلام) فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست واگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود. كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4

حديث بيست و هفتم: سكوى معراج‏

قال الصادق (عليه السلام) : من اتى قبر الحسين (عليه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى عليين‏
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زيارت قبر حسين (عليه السلام) نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.من لا يحضره الفقيه، ج 2 ، 581

حديث بيست هشتم: مكتب معرفت‏

قال ابو الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)
أدنى ما يثاب به زائر ابى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.
حضرت امام موسى كاظم (عليه السلام) فرمود: كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين (عليه السلام) در كرانه فرات داده مى‏شود اين است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏شود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 138

حديث بيست ونهم: همچون زيارت خدا

قال الامام رضا (عليه السلام) من زار قبر الحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله‏
امام رضا (عليه السلام) فرمود: كسى كه قبر امام حسين (عليه السلام) را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى
است كه خدا را زيارت كرده است. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل‏

حديث سى ام: زيارت عاشورا

قال الصادق (عليه السلام) : من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود .اقبال الاعمال، ص 568

حديث سى ويكم: بالاتر از روسپيدى‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام): من باب عند قبر الحسين (عليه السلام) ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربلا
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسين (عليه السلام) سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و دركنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد. وسائل الشيعه، ج 10، ص 372

حديث سى دوم: نشانه‏هاى ايمان‏

قال ابو محمد الحسن العسكرى (عليه السلام) : علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، و التختم فى اليمين، و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.
امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (*) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. وسائل الشيعه، ج 10 ص 373 و نيز التهذيب، ج 6 ص 52

حديث سى و سوم: رواق منظر يار

قال رسول الله (ص) :الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (عليهم السلام) من ولده‏
پيامبر خدا(ص) فرمود: بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (عليه السلام) از فرزندان اوست‏ .مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335

حديث سى و چهارم: تربت و تربيت‏

قال الصادق (عليه السلام) : حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فإنها امان‏
امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مى‏كند .
وسائل الشيعه، ج 10 ص 410

حديث سى و پنجم: بزرگترين دارو

قال ابو عبدالله (عليه السلام): فى طين قبر الحسين (عليه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر
امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين (عليه السلام) است و همان است كه بزرگترين داروست.
كامل الزيارات، ص 275 و وسائل الشيعه، ج 10، ص 410

حديث سى و ششم: تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق (عليه السلام) : السجود على تربة الحسين (عليه السلام) يخرق الحجب السبع.
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين (عليه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند. مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135

حديث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق‏

كان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إسكتانة اليه. رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بودكه: جز بر تربت حسين (ع) به خاك ديگرى سجده نمى‏كرد و اين كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد. وسائل الشيعه، ج 3، ص .608

حديث سى و هشتم: تسبيح تربت.

قال الصادق (ع) : السجود على طين قبر الحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبر الحسين (ع) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها...
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268 وسائل الشيعه، ج 3 ص 608

حديث سى و نهم‏:تربت شفا بخش‏

عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مى‏داد فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است. جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص .533

حديث چهلم: يكى از چهار نياز

قال الامام موسى الكاظم (ع) : لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبد الله عليه السلام...حضرت امام موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود:
پيروان ما از چهار چيز بى‏نياز نيستند:
1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.
3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبيحى از خاك مرقد
امام حسين (ع) .... تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75
منبع:چهل حديث كربلا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:18  توسط اکبرعموشاهی  |